ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
77
الفهرست ( فارسى )
از وى مىآموختند ، روزى گفت : اين بوى عفونت از چيست ؟ برخى گفتند : شما بر كالبد آن نشستهايد . ابو البيداء رياحى شوهر مادر ابو مالك ، عمرو بن كركره ، و نامش اسعد بن عصمه ، از اعراب باديه و مقيم بصره بود و بآموزگارى كودكان اشتغال داشت و اجرتى دريافت مىكرد . و تمام عمرش را در بصره گذرانده ، و مردم از او استفاده علمى داشتند . وى شاعر هم بود ، و از اشعار اوست : - قال فيها البليغ ما قال ذو * العى و كل بوصفها منطيق « 1 » و كذاك العدو لم يعد قد * قال جميلا كما يقول الصديق « 2 » ابو مالك عمرو بن كركره اعرابى در باديه آموزگارى و در شهر صحافى مىكرد . بردهء بنى سعد و راويه « 3 » ابو البيداء بود . و مادرش را ابو البيدا ، بزنى داشت . گويند : - ابو مالك تمام لغت عرب را در حفظ داشته ، و پيروى از رويه بصريان مىنمود . جاحظ گويد : ابو مالك از خوبان بوده ، و مىگفت اغنياء و توانگران نزد خداوند گرامىتر از فقراء و درويشانند ، و فرعون نزد خدا عزيزتر از موسى است . چيزهائى گرم و سوزنده را كه خوردنش غير ممكن بود مىبلعيد ، و آزارى نمىديد « 4 » . و اين كتابها از اوست ؟ كتاب خلق الانسان . كتاب الخيل . ابو عرار اعرابى از بنى عجل ، و از فصحاست . گويند : - در بسيارى معرفت بعلم لغت ، بپايه ابو مالك مير سيد . و طبع شعر داشت . روزى جناد ، و اسحاق بن جصاص نزد ابو عرار رفتند ، و جناد گفت ، چيزى گفتهام گوشدار ( و جايزه آن را بده ) گفت بگو .
--> ( 1 ) دربارهء او بليغ همان را گويد ، كه مردمان ناتوان در سخن گفته و همه در ستايش او سخن سرا باشند . ( 2 ) چنان كه دشمنان او ، چشمپوشى نكرده ، و همان خوبيهائى را گويند كه دوستانش گفتهاند . ( 3 ) راويه كسى را گويند كه حديث يا شعر ديگرى را نقل كند ( المنجد ) . ( 4 ) جب ( و يلتقم الحار الممتنع و لا يولمه ) .